الشيخ البهائي العاملي

803

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

نوزدهم : متفرّق ساختن گواهان هر گاه در آن قضيّه شكّ و ريبى داشته باشد ، اگر گواهان از اهل فضل و علم نباشند . بيستم آنكه : كسى كه اقرار به حدّى نمايد قاضى او را چنان كند كه شايد او انكار آن كند و از حدّ خلاص گردد ، چنانچه حضرت رسالت پناهى صلى الله عليه و آله و سلم نسبت به ماعز كردند « 1 » . بيست و يكم [ 1 ] : امر كردن به نشستن مدّعى و مدّعى عليه در برابر او ، و جايز است آنكه هر دو بايستند امّا ايستادن يكى از ايشان جايز نيست مگر آنكه ايستاده كافر باشد و نشسته مسلمان . بيست و دوم آنكه : در وقت قضا پرسيدن دربان نداشته باشد . بيست و سوم آنكه : قاضى خود متوجّه خريدن و فروختن جهت خود نشود . بيست و چهارم : حاضر نشدن قاضى به ضيافت مدّعى و مدّعى عليه ، و ضيافت نكردن يكى از ايشان را . بيست و پنجم آنكه : هر گاه مدّعى و مدّعى عليه از سخن كردن ساكت باشند به ايشان بگويد كه سخن گوييد ، يا مدّعى شما سخن گويد . بيست و ششم آنكه : در ساقط گردانيدن حقّ يا ابطال دعوى شفاعت نكند . بيست و هفتم : عيادت مدّعى و مدّعى عليه كردن ، و بر جنازهء ايشان حاضر شدن . بيست و هشتم : اجتهاد كردن در آنكه مدّعى و مدّعى عليه را برابر خواهد اگر ممكن باشد . بيست و نهم : سؤال كردن از عدالت گواهان در نهانى چه آن از تهمت دور تر است ، و هر گاه مدّتى بگذرد كه در گواهان تغيير حال ممكن باشد مجدّداً از حال ايشان سؤال كردن [ 2 ] و بعضى از مجتهدين گفته‌اند كه هر گاه ششماه برايشان بگذرد از حال ايشان

--> [ 1 ] - على الاحوط . ( تويسركانى ) [ 2 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) ( 1 ) رجوع شود به كافى 7 : 185 ، حديث 6 . وسائل 28 : 102 ، حديث 2 .